یکی از مادرهای ساکن فرویو (Faireview) هرچندسال یک‌بار در عشق و زندگی متأهلی شکست می‌خورد و آب دماغش آویزان می‌شود؛ اما بلافاصله نور امیدی در دلش روشن می‌شود و با فرد جدید، احساس می‌کند همیشه امید هست و دیگر خوشبخت شده و ... خلاصه خیلی مثبت‌اندیش است (البته حق دارد و واقعیت همین است اما بی‌عرضگی‌اش در حفظ عشق‌های زندگی‌اش تناقض بزرگی با تحقق این واقعیت برای شخص او دارد) و در مجموع، از زندگی‌اش لذت می‌برد.

از طرف دیگر، یکی از فرزندانش که عقل کل است از این شکست‌های پی‌درپی مادرش این‌طور عبرت گرفته که بهتر است هرگز ازدواج نکند و خانواده تشکیل ندهد چون شکست می‌خورد و همه محکوم به شکست‌اند و ... . یعنی کسی که انتظار داری زندگی خانوادگی معقول و مطلوبی به‌هم بزند، به‌خاطر بی‌شعوربازی‌های مادرش، از این بعد مهم زندگیش زده می‌شود و کناره می‌گیرد. در حالی‌که آن خنگول همچنان به لذت‌بردن از حال خوشش ادامه می‌دهد و الگوی بدی که برای فرزندش ترسیم کرده گسترش می‌دهد!



تاریخ : چهارشنبه 9 خرداد 1397 | 12:48 | نویسنده : سندباد | نظرات (0)